حاجيه خانم علويه كرمانى

27

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

جان قاطرچى را بگيرد كه مردكهء ديّوث بدى است » . « از دست قاطرچى پدرسوخته خلاص شدم ، افتادم گير شتردار ولد الزنا . يك نفر خوب ندارند ، بر پدرشان لعنت » . اقامت در دربار ناصرى چيزى بيش از نيمى از اين سفرنامه مربوط به دوران اقامت او در تهران است . اين بخش كه از اواخر جمادى الاولى سال 1310 تا صفر سال 1312 را شامل مىشود ، رخدادهاى مربوط به زندگى روزانه نويسنده را در تهران ، به خصوص در منزل حشمت السلطنه ، و غلامحسين خان پسر ظهير الدوله شامل مىشود . اما اين گزارش وسيع‌تر از يك گزارش خانوادگى بوده و به دليل رفت و آمد وى با زنان دربارى ، به ويژه همسران ناصر الدين شاه و نقشى كه در امور خانوادگى اين جماعت ايفا مىكرده ، و نيز ملاقاتها يا ديدارهايى كه با شاه داشته ، نيز شركت در مراسم تعزيه تكيه دولت و بسيارى از مسائل ديگر ، اين سفرنامه را به يك گزارش با ارزش آن هم در بخش زنانه دربار تبديل كرده است . وى به محض ورود به تهران در 25 جمادى الاولى سال 1310 مىنويسد : « يك سر رفتم خانهء آقاى غلامحسين خان شدم . اين منزل هم پنج فرسخ بود . شب را در خدمت سركار خان و سركار خانم دختر مرحوم سپهدار ، خيلىخيلى اظهار التفات فرمودند . امروز كه روز شنبه بيست و ششم است ، صبح زود حضرت اشرف و الا ، شاهزاده حشمت السلطنه از آمدن بنده مخبر شدند . تشريف فرماى منزل خان شدند . زياده از حد التفات و مرحمت فرمودند . خداوند ان شاء اللّه وجود مباركشان را از جميع بلاها محافظت فرمايد . الهى اجداد طاهرينم تلافى كنند » . زين پس وى به صورت روزانه گزارش‌هاى مختصر و مفصّلى از كارهاى خود را ارائه مىدهد . اين كارها ، غالبا مربوط به برقرارى عقد و عروسى و خريد جهيزيه و رسيدگى به اموراتى از اين قبيل است . در اين بين ، گاه از برخى از اماكن زيارتى و موزه‌اى و همين طور محافل جشن و سرور و تعزيه و روضه